روایت خبرنگار از چاپخانه های ارومیه؛

چاپ با عشق در سایه سختی‌ها/صدای ماشین‌ها و امید در دل چاپخانه‌های ارومیه

در حالی‌که تورم، گرانی مواد اولیه و تحریم‌ها صنعت چاپ را در تنگنا قرار داده‌اند، چاپخانه‌داران ارومیه همچنان با عشق، خلاقیت و امید به آینده، چراغ این صنعت فرهنگی را روشن نگه داشته‌اند.

به گزارش خبرنگار روی خط،صبح سرد یکی از روزهای پاییز، جمعی از خبرنگاران استان سوار بر یک ون سفیدرنگ شدند تا از نزدیک حال و هوای چاپخانه‌های ارومیه را ببینند.

خیابان‌ها شهر منتطر باران بودند  و هوای خنک، در میان بخار نفس‌ها، شبیه ورقی بود که تازه از دستگاه چاپ بیرون آمده باشد؛ داغ، زنده و پر از رنگ.
          صدای دستگاه‌ها، ریتم زندگی در چاپخانه

با ورود به نخستین چاپخانه، صدای یکنواخت و کوبنده ماشین‌های چاپ، فضا را پر کرده بود؛ صدایی که برای غریبه‌ها خسته‌کننده و برای چاپخانه‌داران، موسیقی زندگی است.

هادی شادلو، رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه چاپخانه‌داران آذربایجان غربی، در حالی‌که کنار یکی از دستگاه‌های افست ایستاده بود، گفت:
چاپخانه‌های ما با وجود همه محدودیت‌ها، تلاش می‌کنند کیفیت و تنوع محصولات خود را حفظ کنند.
وی افزود:برای راه‌اندازی یک چاپخانه صنعتی حداقل پنجاه میلیارد تومان سرمایه نیاز است و هزینه‌های جاری آن بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود.

شادلو ادامه داد:تحریم‌ها و محدودیت واردات ماشین‌آلات فشار زیادی وارد کرده، اما هیچ چاپخانه‌ای تسلیم نشده. همه با انرژی و نوآوری کار می‌کنند تا چراغ این صنعت خاموش نشود.

رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه چاپخانه‌داران آذربایجان غربی،با لبخندی خسته اما امیدوار گفت:چاپ فقط یک شغل نیست؛ یک چرخه اقتصادی ـ فرهنگی است که در شهر جریان دارد.

      مرکب، صدا و عشق؛ زندگی روزمره در دل ماشین‌ها

در چاپخانه بعدی که در شهرک صنعتی فاز ۲ارومیه قرار داشت، بوی تند مرکب و لاک، هوا را پر کرده بود. کارگران با دقت زینک‌ها را جا می‌انداختند و برگه‌های تازه چاپ‌شده را روی هم می‌چیدند.

اسکندری، یکی از پیشکسوتان صنعت چاپ، با دستانی رنگ‌گرفته و لباسی پوشیده از ذرات کاغذ، با لبخند گفت:کار در چاپخانه آسان نیست. از بوی مواد شیمیایی تا صدای مداوم دستگاه‌ها، هر روز سختی خودش را دارد. اما ما با عشق به این حرفه ادامه می‌دهیم.

وی مکثی کرد، نگاهی به دستگاه انداخت و ادامه داد:ختی سفارش‌هایی از کشورهای همسایه مثل ترکیه و عراق داریم، اما چون بعضی تجهیزات را نداریم، بخشی از کار را برون‌سپاری می‌کنیم. صنعت چاپ ما پتانسیل زیادی دارد، فقط باید به آن میدان داده شود.

      وقتی بوی امید با مرکب در هوا می‌پیچد

در گوشه‌ای از سالن، میان رول‌های بزرگ کاغذ و جعبه‌های مقوایی، رستا توسلی، مدیرعامل شرکت چاپ طلا، مشغول گفت‌وگو با خبرنگاران بود. صدای دستگاه پشت سرش به سختی اجازه می‌داد صدا شنیده شود، اما لحنش قاطع بود:مشکلات ما فقط به یک چاپخانه محدود نیست. سیاست‌های ارزی، گرانی مواد اولیه، و سختی ثبت سفارش، همه را درگیر کرده است. ما کمک مالی نمی‌خواهیم؛ فقط اجازه دهند مواد اولیه را با سرمایه خودمان وارد کنیم.
وی اضافه کرد:با وجود همه این سختی‌ها، تولید و صادرات ادامه دارد. این یعنی صنعت چاپ در آذربایجان‌غربی زنده است و می‌تواند موتور فرهنگی و اقتصادی استان باشد.

     


نزدیک های ظهر وقتی خبرنگاران از چاپخانه‌ها بیرون آمدند، هوا کمی گرمتر شده بود آفتاب می تابید در دست یکی از رهگذران برگه‌ای تازه چاپ‌شده بود؛ رنگی، گرم و براق. همان‌طور که نگاهم به برگه بود فکر کردم شاید هیچ‌کس نداند برای چاپ همین یک برگ، چقدر عشق، دقت و هزینه لازم است.

چاپخانه‌داران ارومیه، میان صدای دستگاه‌ها و بوی مرکب، هنوز در حال چاپ‌ هستند نه فقط کاغذ و جوهر، بلکه امید به فردایی روشن‌تر برای صنعت فرهنگی ایران،ایرانی که با دست من، تو و ما آباد خواهد شد.

گزارش: بیتا اختیاری