نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش خبرنگار روی خط،بحران خشکسالی در آذربایجان غربی، همه ساله در حال بلعیدن زمین های کشاورزی اس. تیوسف احمدی، ۵۸ ساله، بیش از سی سال از عمرش را پای درختان سیب و زمینهای گندمش گذاشته است. او اهل یکی از روستاهای شمال آذربایجانغربی است؛ جایی که روزگاری قناتها پرآب بودند و چاهها رمق داشتند. امروز اما زمینهایش ترک خورده و محصولش نیمهجان مانده است.
یوسف کنار باغی که نیمی از درختانش خشکیده، ایستاده و با دستهای پینهبستهاش به تنههای بیبرگ اشاره میکند: این درختها روزی نان ما بودند. حالا نگاه کن! آب نیست، باران هم که کم شده. محصولی باقی نمیماند. سال گذشته نصف سیبهایم روی زمین ریخت، امسال حتی همان هم در کار نیست.»
زمین بیرمق و چاههای خالی
زندگی یوسف مثل بسیاری از کشاورزان استان، با آب گره خورده است. خشکسالیهای پیدرپی و تغییر الگوی بارش باعث شده چاههای آب یکی پس از دیگری خشک شوند. او میگوید: «دیگر حتی پول برق پمپ را هم نمیتوانم جور کنم، چون آبی برای پمپاژ باقی نمانده.»
خانوادهای با آینده مبهم یوسف سه فرزند دارد؛ یکی از آنها به خاطر نبود کار و درآمد به شهر مهاجرت کرده و کارگری میکند. او میگوید: «اگر این وضع ادامه پیدا کند، دو بچه دیگرم هم باید بروند. این زمین دیگر خانه ما نیست، خاکی که آب نداشته باشد، زندگی هم نمیدهد.»
دریاچهای که امید بود یوسف بارها به دریاچه ارومیه رفته است؛ همان دریاچهای که حالا نیمهجان شده. او با حسرت میگوید: «وقتی بچه بودیم، برای تفریح به دریاچه میرفتیم. حالا فقط نمک مانده. اگر دریاچه میخشکد، یعنی حتی امید هم از ما گرفته شده.»
صدای خاموش کشاورزان او در پایان با صدایی خسته اما پر از بغض میگوید: «ما کشاورزان صدایمان به جایی نمیرسد. سالها زمین به ما نان داده، حالا وقتش است که برای زمین کاری بکنند. اگر همینطور ادامه پیدا کند، مجبوریم همه چیز را رها کنیم و برویم.»
یوسف احمدی تنها یک نام در میان هزاران کشاورز آذربایجانغربی است؛ مردمی که زندگیشان با خاک و آب پیوند خورده اما امروز، در دل خشکسالی، زمینشان دیگر نفس نمیکشد. خبرنگار؛فرزاد صدقی